سلام
این سری خیلی متفاوت با سری های قبل به روز کردم.یه سری مطلب از این اقا شیطونه داشتم.خوندم جالب بود،گفتم تو این جا بنویسم شاید مفید باشه.الان یه مقدارش رو نوشتم،اگه استقبال باشه ما بقیش هم مینویسم.
شیطان
شیطان ، دشمن دیرینه و قسم خورده بنی آدم است.او به عزت و جلال خداوند قسم خورده و گفته:«به عزتت قسم ، من همه بنی آدم و بندگان تو را اغوا و گمراه میکنم مگر افراد با ایمان و اخلاص کامل را.»
خلقت شیطان
در ایه پانزده سوره الرحمن می فرماید:«جن را از آتش بدون دود آفریدیم» و در آیه بیست و هفت سوره حجر می گوید:«جن را از باد آتشین آفریدیم» و در آیه پنجاه سوره کهف نیز فرموده:«ابلیس از جن است»؛ پس با توجه به این آیات و آیات مشابه آن معلوم میشود که خلقت ابلیس و شیطان نیز از آتش بوده است.
نام ها وصفات شیطان
ابلیس،وسواس،خناس،رجیم،حارث،عزازیل،صاغر، مذئوم و مدموره،مذموم،غوی،عفریت،
مارد و مرید،شیصبان،ابومره،ابو خلاف،ابولبین،ابیض،وهار،ابولبینی،نائل و ابوالجان.
تعریف شیطان از زبان خودش
محمد صوفی می گوید:یک روز با شیطان ملاقات کردم،از من پرسید تو کیستی؟گفتم:من فرزند آدم ابوالبشر هستم!
گفت:لا اله الا الله،شما عجب قوم دروغگویی هستید؛زیرا ادعا می کنید خدا را دوست دارید اما از او نافرمانی کرده،معصیتش را به جا می آورید،و از طرفی میگویید با شیطان دشمن هستیم،اما از او اطاعت و فرمانبرداری میکنید،من گفتم:تو کیستی؟گفت:من صاحب اسمایی پر آوازه ،نامی بزرگ،طبلی عظیم و پر صدا هستم.من قاتل هابیل ،همسفر نوح در کشتی به روی آب و غرق کننده قوم نوح،قاتل و کشنده شتر صالح،بر پا کننده آتش نمرودیان بر علیه حضرت ابراهیم،طراح قتل حضرت یحیی،غرق کننده قوم فرعون در دریای نیل،مخترع سحر و جادو در مقابل (معجزه)حضرت موسی و مسبب عجله و شتابزدگی قوم بنی اسرائیل بودم که وقتی حضرت موسی بعد از نجات دوستش از دست فرعون به کوه طور رفت،زود تصمیم گرفته از عقاید حقه خود برگشتند و خداپرستی را رها کردند و به گوساله پرستی روی آوردند.
من صاحب اره،آلت قتل حضرت زکریا بودم که وقتی حضرت در میان درخت پنهان شده بود،مردم او را با درخت،از وسط با اره دو نیم کردند.من عامل حمله اصحاب فیل به سوی کعبه و گرد آورنده قاتلین پیامبر اکرم به دور هم در روز جنگ احد و حنین و به وجود آورنده بغض و حسد در روز شورای سقیفه در قلب منافقین و اعضای آن شورا بودم.من شتربان،کجاوه دار و مددکار عایشه در روز جنگ جمل بودم.
من مانع پیروزی علی(ع)و ادامه جنگ صفین بودم در آن وقتی که قرآنها را بر سر نیزه زدند تا لشکر معاویه از شکست در این جنگ نجات یافته،سپاه علی(ع) پیروز شود.من شماتت کننده و مسرور و خوشحال از غم و اندوه مومنانی بودم که به خاطر حادثه کربلا و ریخته شدن خون امام حسین(ع) و یارانش و اسارت اهل بیتش ماتم زده بودند و من امام منافقین و هلاک کننده اولین و گمراه کننده آخرین فرزند آدم هستم ومن بزرگ ناکثین و منافقان و رکن و رئیس قاسطین و دشمنان و سایه مارقین(جاهل و احمق ها)هستم.
من ابوهریره،مخلوقی از آتش جهنم نه از خاک هستم.من کسی هستم که خشم و غضب خداوند را بر علیه مردم عالم(به وسیله گناهی که مرتکب می شوند)برانگیخته ،ایشان را به عذاب خشم و غضب الهی گرفتار میکنم.صوفی گفت:به شیطان گفتم:تو را سوگند به آن خدایی که بر تو حق دارد،مرا به عملی راهنمایی کن که به وسیله آن در دنیا به سوی خدای خود تقرب و نزدیکی جویم،و در آخرت از حوادث و گرفتاری های آن روز در پناه او قرار گرفته و در امان باشم.شیطان گفت:در دنیا به اندازه عفاف و کفاف قانع باش و از شهوت پرستی،شکم پرستی،حرص و طمع دوری کن تا آسوده خاطر باشی.برای نجات خود از بلایا،گرفتاریها و حوادث(ساعت مرگ و عالم قبر و برزخ)روز آخرت،حب و دوستی علی(ع) را داشته،با دشمنانش دشمن باش به خدا سوگند در هفت آسمانی که خداوند را عبادت و پرستش میکنند،من هیچ ملک مقرب و نبی مرسلی را ندیدم مگر آن که به خاطر تقرب و نزدیکی به سوی خدای خود حب و دوستی علی(ع)را داشتند.وقتی این خبر به امام صادق(ع)رسید،حضرت فرمود:آن ملعون با زبان به حب و دوستی علی بن ابی طالب(ع)ایمان آورده بود،ولی از دل به این موضوع کافر بود.بر همین علت چون شیطان خضوع و ایمان قلبی ندارد،از حب علی بن ابی طالب(ع) هم بهره ای نمی برد.زیرا اگر در شیطان خضوعی بود،بر آدم ابوالبشر سجده میکرد .
التماس دعا
یا حق..