تبليغاتX
خاتون نيلوفری
شهادت حضرت فاطمه (س)

 

بسمه تعالي

 

السلام علیک ایّتها الصدیقه الشهیدة

 

گفتم مجالی گشت تا مقام یابم و سوار بر مرکب قلم به دیار جمادی الثانی بشتابم امّا ذکر این مهم بر من واجب اُفتاد که قبل از ورود به این دیار زبان دل خویش را با ذکر نام فاطمه تطهیر سازم و با بیان قلیلی ازمعانی فاطمه، قلم خویش را ملبس به جامه سیاه جمادی الثانی نمایم.

و اینگونه بود كه گفتم: 

در بلاد قدسیه عشق،بوستان زیب بسته از آئین رسالتی است که شمیم خوش آن پیله ی خلقت بر هم کشانیده و فلسفه حیات را معنایی تازه می بخشد.

آنجا که بر تارک دیارش شبنم زیبای عشق می نشیند و چون به افول در آید از محاسن حیات به پایین در غلتیده و کوثر هستی بخش کهکشان وجود را با تلالو زیبایش منور می سازد. 

بر بالای درب این بوستان تابلویی است که بر آن نه با خط زمینی،بلکه ورای آن نوشته اند فاطمه.

فاطمه یعنی ارتفاع عشق، ارتقاء حجّت، غایت وجود، بلندای سکوت، واله معراج، زلال کوثر، گل واژه بوستان محبّت، کوکب هستی، فریاد مظلومیّت، معنای خلقت، عصاره عصمت، باران وحی، همیشه جاری، ابنیه پاکی و به راستی فاطمه یعنی حوراء انسیه یعنی فرشته ای در قالب زنی زمینی.

 

جمادی الثانی، ماه حیات و ماه پرپر شدن یاس بوستان

اسم آن مخدّره فاطمه است و برای آن بزرگوار هشت لقب ذکر کرده اند: صدیقه، راضیه، مرضیه، زهرا، بتول، عذرا، مبارکه و طاهره و در بعضی از روایات از زکیّه و محدّثه به عنوان القاب آن مخدّره یاد شده و کنیه او اُمّ ابیهاست.

عمر آن بزرگوار تقریباً هجده سال است و روز جمعه بیستم جمادی الثانی سال پنجم بعثت به دنیا آمد و سال یازدهم از هجرت سوم جمادی الثانی به دست گردانندگان سقیفه بنی ساعده به شهادت رسید.

امّا زهرا....

او که القاب فراوان داشت ما را فقط همین یک لقب بس که او اُمّ ابیهاست.

پیامبر (ص ) زهرا را اُمّ ابیها نامید و این به معنای مادر پدر خویش است در این کنیه معانی مختلف نهفته است و بهترین معنی همان است که پیامبر ( ص ) به این کنیه داد. یعنی زهرا علت غایت جهان هستی است.

روایاتی نیز نقل شده است که زهرا ( س ) علت غایی جهان هستی است و اگر کسی ادّعا کند که واسطه فیض عالم هستی نیز هست، ادّعای او بدون دلیل و گزاف نیست.

و حال فاطمه

فاطمه را شش تفسیر و تأویل آورده اند به شرح ذیل:

1) فاطمه را فاطمه نامیدند چرا که از شر بریده و از آن جداست و این اشارت به عصمت زهرا ( س ) دارد، چرا که او معصومه است.

2) فاطمه را فاطمه نامیدند چرا که او بریده است از خونی که زنها می بینند و این تفسیر اشارت به طهارت طاهری زهرا ( س ) دارد. چنانچه او مطهّره است و طاهره بود از خون حیض، نفاس و استحاضه.

3) فاطمه را فاطمه نامیده اند چرا که او بریده شده بود از خلق و این تفسیر به مقام فنا و لقای زهرای مرضیه است. کسی که در دل او هیچ کس جز خدا نبود.

4) فاطمه را فاطمه نامیدند چرا که مردم از معرفت او بریده بودند و قدرت بر شناخت حقیقت او نداشتند و این تفسیر اشارت به همان مقامی دارد که به واسطه آن مقام اُمّ ابیها نامیده شد.

5) فاطمه را فاطمه نامیدند که او شیعیان خود را از آتش می رهاند و نجات می دهد و این تفسیر اشارت به شفاعت او دارد.

6) و بالاخره اینکه فاطمه را فاطمه نامیدند چرا که دشمنان او بریده می شوند از محبّت او. روشن است کسی که محبّت اهل بیت را ندارد به رو در آتش انداخته می شود.

و حال فاطمه ....

فاطمه یعنی قصور زبان در بیان مفاهیم نامها

فاطمه یعنی تفسیر و تأویل تمامی نامها و اسماء

فاطمه یعنی فاطمه

زبان با نام مقدسش طاهر شد و قلم فارغ البال از تبعات دنیوی بودن.

 ذکر عشق، عاشقی را می بایست که طعم تلخ هجر و فراق را مز مزه زبان دل خویش ساخته و چشم به زمان وصال دارد.

فاطمه یعنی عشق، یعنی فراق یعنی سرور، یعنی غصّه- یعنی تبسم، یعنی اشک- فاطمه یعنی بیت الاحزان

ذکر نام فاطمه را عالِمی می بایست که جامعة التفسیر نام فاطمه را خوانده باشد و آن را ملموس زبان دل خویش ساخته باشد.

ذکر نام فاطمه را عاشقی می بایست که تن به دنیا دارد و روح به آخرت و با پای روح در جستجوی روح آنی شدن به سیر پردازد.

که نه این می دانم و نه آن و فقط عالمم به شوق دیدار که شراری گشت از پی رسیدن به زلال آبی کوثر حیات.

اگر گفتم نه آنکه عالم به این مهم بودم و اگر از این خرمن عظیم و انبوه، قلیلی برداشت کردم به صرف حُبّ به حضرت زهرای مرضیه ( س ) بوده و آرزوی شفاعت ایشان را دارم، باشد تا چنین گردد و آنگونه مقام یابم.

 انشاء الله

و با آروزی دعای خیر تمامی عزیزانی که این مقاله را می خوانند برای این حقیر  

 

                                               

                                                    اقل البنده 

                                           محمد تقي گنجي واحد           

 

 

                                              يا وجيهة عندالله  

                                            اشفعي لنا عندالله

 

+ : نوشته شده توسط منتظر : شنبه بیستم خرداد 1385 : ساعت 17:8 :
در سوگ رهبر

تمامی ایران در ظلم و ستم خاندان پهلوی،دوران سخت و اندوه باری را می گذراند،فساد و تباهی سایه های آلوده خود را در کشوری که مردمان آن در عشق و محبت اهل بیت(ع) می سوختند،افکنده بود. 

مردم از ستم حاکمان ظالم به ستوه آمده بودند.صدا ها در گلو خفه شده بود و مردان پاک و شجاعی چون فدائیان اسلام که اغلب از  سلاله ی پاک رسول الله (ص)بودند در مبارزه با حکومت ظالمانه طاغوت جان باختند.

در این ایام که سراسر ایران در ظلمت و تاریکی حاکمان خودکامه و فاسد پهلوی فرو رفته بود،مردی از نسل پاک رسول الله(ص)به پا خواست و حکومت خاندان پهلوی را در هم شکست.

  و این ایام سالگرد ارتحال این امام راحل است.

امامی که اگر چه در بین ما نیست،ولی هنوز یاد و راهش ادامه دارد.و نسل های دیگر هم مطمئنا الگوی خود را این امام بزرگوار قرار خواهند داد.

با امید به اینکه با پیروی از راه و خط امام خمینی(ره)،بتوانیم همان طور که ایشان می خواستند،جامعه ای به دور از هر گونه ظلم و فساد داشته باشیم. 

 

    چنان برقی چو ساطع شد ز چشمانت شکارم کرد 

    به زندان دل افکند وز دنیا بی قرارم کرد 

    چو خور تابیده رخسارت که شب را در سرایم کشت

    ز چشمت اشک می بارید،از آن میگسارم کرد 

    از آن یاقوت لبهایت ، مرا قوتی دگر کی شد      

    چو در رویا از آن خوردم، چنان مست و خمار کرد 

    عیان کردی چو زلفت را ،کمند گشت بهر صید دل 

    چو دریا از آن خوردم چنان مست و خمارم کرد

    چو آتشگاه رخسارت به خرمنگاه دل سر زد   

    شرار از  دل همی برخاست، چو آب آتش بخارم کرد  

    بسان تاجران دل،حراج دل به پا کردی

    دلت را دیگران بردند، فراغت سو گوارم کرد

    از آن پس باغبان دل،به باغ دل نشد راهی

    خزان سر زد به بستانم ،دلم را بی بهارم کرد  

    پس از آن مردمان گفتند که عاصی بی نگاران شد

    چو دیدم مرقد پاکش چه رود مستانه زارم کرد 

   (محمد تقی گنجی واحد)  

 

        التماس دعا

        یا حق...

                   

+ : نوشته شده توسط منتظر : شنبه سیزدهم خرداد 1385 : ساعت 15:15 :