بهت نگاه
كتاب آفرينش،ورق مي خورد و شگفتي هاي هستي آفرين،آشكار مي شود:؟«فاطمه»با گام هايي سنگين و چهره اي غمگين به سوي «كعبه»مي شتابد:خانه اي كه همگان،حرمتش پاس مي داشتند،خانه خدا.
نزديك تر مي شود،به پرده ها مي آويزد و غمگنامه ،اشك مي ريزد.دختر«اسد»
درخلوت تنهايي خويش،در ميان هياهوي زائران،در هماغوشي بغض و لبخند و بهت نگاه ها با آواي مه آلود نگاه به باران نشسته اش،بر آستان مهر جهان آفرين سر مي نهد و عاشقانه،نجوا سر مي دهد.
سكوت بود و دعا،عشق بود و خدا:
«پروردگارا!به تو و پيامبران و كتاب هايي كه از سويت نازل شده و نيز به سخن جدم(ابراهيم)ايمان راسخ دارم.به پاس احترام كسي كه اين خانه را ساخت و به حق كودكي كه در بطن من است،ميلادش را بر من آسان گردان.»
و...ناگهان ديوار خانه خدا شكافته مي شود!
-----------------------------
سخن از هموست كه شگفت،زاده شد،شگفت تر زيست و آن گاه كه از چشم ما.
خاكيان محو شد ،شگفت ترين بود.
تنها مردي كه راز خلوت «حرا»را مي فهميد،نور «وحي» را مي ديد و عطر «رسالت»را مي بوييد.نخستين ايمان آورنده دوران دعوت پنهان رسول خوبان،اول اجابت كننده نداي غريبانه پيامبران يزدان(ص)هنگام آشكار ساختن ايمان،سر آمد شجاعان در آغاز شب هجرت و شام هجران،
يگانه جانشين پيامبر آخر جهان،
تنها وارث دانش گذشتگان و آيندگان.
برترين دادگران و جوانمردان.
امير حكمت و بيان.
سر سلسله عارفان و عاشقان.
ياور يتيمان.
اميد مستضعفان.
مظلوم مظلومان .
و... ----------------------------
چه سان مي توان شگفتي هاي تو را باور كرد،آن گاه كه ديوار «كعبه» به احترامت شكافت؟اي شگفت ترين!
و«شجاعت» تونكه نام شجاعان را از يادها محو كرد"،اي دليرترين!
و «عدالت»تو،گلواژه اي كه حتي در نبودنت نيز بر لب هاي «سوده»شعر بلند ستايش شد و «معاويه» را به مهرباني ناگريز واداشت،اي دادگرترين!
و«دانش»ت.،آن گاه كه هيچ كس بودنت را فرياد نمي كرد،چه بسيار نامردان را از «هلاك» بازداشت،اي داناترين!
و «حكومت»تو،كه فقط بر «دين» استوار بود،همچون «داوري»ات كه عين«عدالت»بود.
و«سكوت»تو،كه سرشار از ناگفتني ها بود و گفتني هايت كه هنوز هم راه روشن«بلاغت»است.
وقتي نجابت چشم هايت،راز خلوتگاه«حرا»را فهميد،نور رسالت و عطر نبوتدر سراي جانت پيچيد و خداوند براي رسولش برادري بهتر از تو برنگزيد.
و پيامبر(ص)هماره در امتداد غيبت تو،در انتظار حضور مردي بود كه خدا او را دوست داشت و وجود او،دليل نزول فرشتگان بود.
اي ساقي كوثر،اي خواجه قنبر،اي فاتح قلعه خيبر،اي داناترين داور،اي يتيمان كوفه را پدر،اي بزرگ دلاور،اي مومنان را سالار و سرور،اي شهر دانش را در،اي تنها همتاي زهراي اطهر(س)،اي عدالت را هميشه فريادگر،حيدر!صداي تو،صداي خدا بود و نماز،واپسين بوسه اي كه از لبهايت شكفت!
يا«ميزان الاعمال»!
با«ولايت»خود،نمازهايمان را «شفاعت»كن.
ما را،ياري نما تا«مرحب»هاي نفس را از پاي درآورديم و دروازه هاي خيبر دل را فتح كنيم.
اي «خبر بزرگ»!
ما هنوز در ابتداي تو مانده ايم،
تو،انتها نداري...
----------------------------
ولادت مولود كعبه مولاي متقيان علي(ع)بر همه شيعيان مباركباد.
التماس دعا
يا حق...
اي گل زباغ جنت اعلي خوش آمدي
خوش باد مقدمت که به دنیا خوش آمدی
دریای زندگی گهری اینچنین نداشت
بر ساحل ای کرامت دریا خوش آمدی
مست از شمیم ناب تو شد جان عالمی
ای بهتر از تمامی گلها،خوش آمدی
بر دامن یتیم قریش آن امین حق
نور دو دیده!ام ابیها!خوش آمدی
جان علی ز عشق تو شد پر فروغ تر
مهتاب سبز وادی بطحا!خوش آمدی
هر چند سهم گل همه پژمردن است و بس
ای لاله همیشه شکوفا خوش آمدی
ای گنج معرفت که زمین شرمسار توست
ویرانه مرا به تماشا خوش آمدی
دوشم دل از سیاهی آفاق تنگ بود
ای روشنای صادقه ،زهرا خوش آمدی
گهواره ات ز بال لطیف فرشته هاست
لطف خدا،ز عالم بالا خوش آمدی
ای مادر مقدس منظومه های عشق
خورشید باستانی دلها خوش آمدی
همچون همای عاطفه بر شانه جهان
از سایه سار خرم طوبا خوش آمدی
ای همنشین ساقی کوثر که جام توست
سرشار از شراب تولا خوش آمدی
در جمع بانوان به مصحف گرفته جای
بر همدمی مریم عذرا خوش آمدی
تا گردد از تو حاجت دلهای ما روا
خاتون کلبه های تمنا خوش آمدی
بگذار ای شهیده محبوب کردگار
گویم به غمگساری مولا خوش آمدی
بانوی آب!نادره باغ آفتاب
در گسترای تشنگی ما خوش آمدی
التماس دعا
یا حق...